جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
 ÝÑã ÏÑ ÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘ ÌåÇä ÇÞÊÕÇÏارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1388/12/20 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران (پنجشنبه) نسخه شماره 3553

  آموزش و پرورش کودکان استثنايي 
 استاد: دکتر حسن احدي---- دانشجو: فريبا بشردوست تجلي( قسمت هفتم)

  ويژگي بارز عقب ماندگان ذهني بويژه افراد دير آموز آنست که دير مي آموزند و زود فراموش مي نمايند لذا تاکيد بر تکرار و استمرار آموزشي ضرورتي بر همين اساس است.
 2-گروه دانش آموزان عقب مانده ذهني آموزش پذير:
دومين گروه از افراد عقب مانده ذهني از نظر کثرت تعداد گروه عقب ماندگان ذهني آموزش پذير هستند و حدود 2 درصد از کل کودکان سنين مدرسه را تشکيل مي دهند.بهره هوشي آنها حودو 50-80 درصد ميباشد. بدليل آنکه شناسايي بسيار مشکل ميباشد تعداد قابل توجهي از آنان در مدارس معمولي ثبت نام مي نمايند.البته بتدريج همزمان با پيچيدگي نسبي محتواي دروس بويژه در اواخر کلاس اول و از کلاس دوم به بعد عقب ماندگي ذهني اين قبيل از دانش آموزان بيشتر آشکار گشته و شناسايي و تشخيص آنان آسان تر مي شود. دانش آموزان عقب مانده ذهني آموزش پذير نمي توانند بهره لازم و کافي را از برنامه هاي آموزشي کلاس هاي معمولي ببرند.اين کودکان در هر حال آموزش پذير بوده و قادر به فرا گيري حداقلي از اطلاعات عمومي و درس هاي رسمي کلاس از قبيل خواندن و نوشتن وحساب کردن مهارت هاي مناسب شغلي بوده و مي توانند در اداره زندگي خود از تحصيل خويش بهره مند شوند.اين دانش آموزان ميتوانند در اداره زندگي با حداقل مشاوره خودکفايي اقتصادي و اجتماعي داشته باشند.هدفها و برنامه هاي آموزشي عقب ماندگان ذهني آموزش پذير عموما مانند افراد عادي است.برنامه آموزشي افراد عقب مانده ذهني آموزش پذير بايد بنحوي باشد که تمامي شرايط و روش هاي مربوطه تحقق هدفهاي زير را که از اولويت و ضرورت خاصي برخوردارند مقدور نمايد.
 1- سازگاري شخصي يا عاطفي
 2-سازگاري اجتماعي
3  -سازگاري و کفايت اقتصادي
 سازگاري و تعادل عاطفي دانش آموز عقب مانده ذهني بطور کلي از ضرورت فوق العاده اي در تحقق ديگر هدف هاي آموزشي برخوردار است.بدين دليل که لازمه سازگاري اجتماعي و کفايت و شايستگي شغلي و حرفه اي در درجه ي اول سازگاري شخصي و يا عاطفي است.زيرا تا زمانيکه فردي از سلامت عاطفي برخوردار نباشد نمي تواند با ديگر افرادي که بنحوي با او در ارتباط هستند،روابط مفيد و موثري داشته باشد.
 هدف از سازگاري اجتماعي عقب ماندگان ذهني داشتن کفايت و توان زندگي اجتماعي در جامعه است.براي تحقق اين هدف لازم است به دانش آموزان با توجه به رشد ذهني و توانايي سازگاري آنان آموزش داده و به تناسب تجارب مختلف رفتار و فعاليت هاي اجتماعي را فراهم آورد.در واقع بايد جنبه هاي عملي آموزش و پرورش مورد توجه مخصوص بوده و زمينه ها و محتواي برنامه هاي آموزشي منجر به آموزش شغلي و حرفه اي گردد.
 تحقق يکي ديگر از هدف هاي آموزشي افراد عقب مانده ذهني آموزش پذير يعني کفايت اقتصادي بيشتر بستگي به سازگاري شخصي و اجتماعي آنان دارد.در اغلب موارد بيکاري افراد عقب مانده ذهني آموزش پذير،بيشتر بدليل عدم سازگاري شخصي و اجتماعي است تا کمي رشد ذهني.اين افراد نياز به تشويق و راهنمايي بيشتري دارند.البته آموزش تجارب و مهارت هاي شغلي و حرفه اي مي بايست با تنظيم برنامه اي معين و متناسب با رشد جسمي و ذهني فرد آموزش پذير باشد.
3- گروه کودکان عقب مانده ذهني تربيت پذير:از نظر هوشي گروه عقب ماندگان تربيت پذير از حدود 25-50 درصد بهره هوشي برخوردارند.اين افراد فاقد توان اداره زندگي بطور مستقل و خودکفايي اجتماعي و اقتصادي لازم هستند.اين کودکان بطور مداوم نياز به حمايت و سرپرستي و هدايت دارند.اين افراد فقط قادر به انجامتوانايي هاي زير هستند:
 الف-قادر به فراگيري انجام امور شخصي از قبيل لباس پوشيدن،غذا خوردن،مسواک زدن،نظافت شخصي و غيره ميباشند.
 ب-قادر به فراگيري رفتار متناسب و مطلوب در خانه و همسايگي و چگونگي برقراري ارتباط با خانواده و نزديکان ميباشند.
 د-آنها مي توانند در منزل يا مدارس و موسسات شبانه روزي و يا در کارگاههاي حمايت شده از نظر اقتصادي مفيد واقع شوند تا حداقل درآمدي داشته باشند.
 4-کودکان عقب مانده ذهني کاملا متکي و يا حمايت پذير:اين کودکان به علت عقب ماندگي شديد ذهني و بدني قادر به يادگيري و تربيت پذيري نيستند.تعدادي از اين کودکان هرگز توانايي آموختن،صحبت کردن و يا انجام ساده ترين امور زندگي از قبيل خوردن و پوشيدن را ندارند.                                                                                               
 برنامه ريزي هاي آموزشي ويژه کودکان  مبتلا به مشکلات گفتاري
 کودکان مبتلا به دشواري هاي گفتاري داراي اختلالات ويژه اي چون مشکلات بنيادي تلفظ،عقب ماندگي در تکلم،لکنت زبان ويا انحرافاتي در کيفيت صدا و غيره ميباشد.اختلالات گفتاري اغلب کنشي ويا ارگانيکي است،وبه عواملي چون ساخت ناهنجار سقف دهان وخروج ناقص دندان احتمالا مربوط ميشود. برخي از مشکلات گفتاري اساسا نتيجه ناسازگاريهاي عاطفي ويا يادگيريهاي غلط است وبرخي از آنهامشکلات شنوايي است.
 گفتار معمولا هنگامي داراي نقص شناخته ميشود که:
(1)توجه منفي را به گوينده جلب کند
(2)در تبادل نظر کلامي اختلالاتي ايجاد نمايد
(3)هنگامي که علت ،ناسازگاري شخص گوينده باشد.
 برخي از مشکلات گفتاري داراي چنان ماهيتي است که ارزيابي و تشخيص پزشکي را ايجاب ميکند. يک درمانگر گفتاري کارآموزده ابتدا درک مي کند که کدام مشکل در کدام طبقه بندي مشکلات قرار دارد آنگاه درمان را طبق آن پياده ميکند. غالب مشکلات گفتاري آنچنان است که اصلاح آن از طريق کار درمانگر همراه با کمک معلم و والدين امکان پذير است.مشکلات تلفظي غالبا با اين ترتيب قابل رفع خواهد بود.بطور کلي در اکثر درمان هاي گفتاري نيازي به ارجاي درمان پزشکي نيست و متاسفانه در پاره اي از مشکلات گفتاري رويه هاي نادرست درماني،مشکل را وخيم تر مي سازد.بنابراين سطح دانش و شايستگي باليني درمانگر حرفه اي از اهميت خاص برخوردار است.از شرايط لازم براي درمانگر گفتاري آن است که يک متخصص باليني واجد شرايط در گفتار بوده،کاملا در جنبه هاي نظري و علمي بيماري ها و نارسايهاي کلامي متبحر بوده باشد،تا بتواند نياز هاي دانش آموزان را در موقع هاي گوناگون پاسخ گو باشد.او بايد بتواند مراحل رشد و تکامل هنجار توانايي کلامي و گفتاري را درک کند و فيزيولوژي گفتار و مکانيزم شنوايي هنجار را بشناسد. علاوه بر اين بايد قادر به تجزيه وتحليل صداهاي زبان فارسي بوده بتواند الگوهاي گفتاري ناقص را تشخيص دهد.درمانگر بايد در اجراي، نمره گذاري و تعبير و تفسير ابزار گوناگون ارزيابي و تشخيص در هر زمينه اي از ناتواني مهارت داشته باشد تا بتواند براي درمان توصيه هاي موثري ارائه دهد.علاوه بر اين بايد بتواند شخصا تست هاي غير رسمي و معلم ساخته را جهت ارزيابي تلفظ غلط تهيه و اجرا و به وسيله آن ساخت و کنش هاي مکانيزم تلفظي را ارزشيابي نمايد.
ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر و دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
آزمون و سنجش
دريچه هنر
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه